ترجمه آنلاین و با کیفیت فلسفه هراکلیتوس

ترجمه آنلاین و با کیفیت فلسفه هراکلیتوس

 

Since the rediscovery of the Avesta has made the sources of Iranian religion accessible to us, so that we can really say "Thus spake Zarathustra," we have been able to return, with fresh interest, to an ancient idea: that of the Oriental, and especially Iranian, origins of Greek philosophy. It is an idea which Antiquity had endowed with a legendary aura, either by declaring that Pythagoras had been Zoroaster's pupil in Babylon (a city to which, probably, neither had ever been) or by writing, as did Clement of Alexandria, that Heraclitus had drawn on "the barbarian philosophy," an expression by which, in view of Ephesus' proximity to the Persian Empire, he must have meant primarily the Iranian doctrines.

The problem, studied seriously by moderns, has often been negatively solved by great historians of Greek philosophy: but it seems, nevertheless, repeatedly to rise anew like the phoenix from its ashes, as though the temptation to compare the two traditions and discover a bond of interdependence between them periodically became irresistible. The problem has recently been revived in a very personal approach by Clemence Ramnoux. This philosophical scholar, authoress of a voluminous work whose title itself anticipates its originality-Heraelite ou l'homme entre les choses et les mots (1959)-confesses in this book that she has suppressed a chapter, originally planned, on the relation between Heraclitus and Iran, because it raised too many difficulties. Later she herself was able, with fewer scruples, to publish the chapter as an article in a periodical. The article, which appeared in 1959 in Revue de la Mediterranee (published in Algiers), is "Un Ipisode de la rencontre est-ouest, Zoroastre et Heraclite."

 

 

از آنجاییکه کشف مجدد اوستا ،منابع مذهبی و دینی ایرانیان را برای ما قابل دسترسی ساخته است،  از اینرو میتوانیم به ضرس قاطع بگوییم " چنین گفت زرتشت"، بازگشت با علاقه ی تازه و شیرین به یک ایده باستانی را مقدور ساخته است: که ریشه شرقی بخصوص ایرانی فلسفه ی یونان است. این ایده ایست که عهد باستان یا عهد عتیق، هاله ای افسانه ای به او موهبت کرده، یا با این ادعا که فیثاغورث شاگرد زرتشت در شهر بابل بوده است(شهریکه که احتمالا هرگز نبوده است) یا به وسیله کتابت (نظیر کلمنت اسکندریه)،  نوشته ای که هراکلیتوس در "فلسفه اجنبیٍ یا بربر" ادعا کرد. او با عبارت " مجاورت اِفِسس به امپراطوری ایران" در اصل قصد بیان دکترین های ایرانی را داشته است( افسس نام شهر یونانی).

این مشکل که به طور جدی توسط اهالی مدرنیته مورد مطالعه قرار گرفت، به صورت منفی توسط بزرگترین مورخان فلسفه یونان حل شد: اما به نظر می رسد که هربار مجدد مانند ققنوس از نو از خاکسترش بر می خیزد، گوییکه وسوسه ی مقایسه این دو سنت و کشف یک وابستگی میان آنها  در هر دوره سخت تر  می گردد. این مشکل اخیرا با یک روش کاملا شخصی توسط کلمنس رامنوکس مجدد احیا شده است. این دانشمند فیلسوف، نویسنده ی یک اثر بزرگ و چند جلدی که عنوان اثرش خود گویای سرشت آن است، هراکلیتوس مردی بین چیزها و کلمات (1959)،در کتابش اعتراف کرده که یک فصل را همانطور که از پیش مطرح شده بود، با موضوع رابطه بین هراکلیتوس و ایران را بخاطر مشکلات فراوانی که این موضوع ایجاد می کرده است، سرکوب کرده. بعدها این خانم با کمی تردید، فصل مذکور را به صورت مقاله ای در یک مجله ماهانه به چاپ رساند. این مقاله در سال 1959 در مجله ای  به اسم "مروری بر دریای مدیترانه" که در الجزایر چاپ می شد، ظاهر گردید و عنوان خود مقاله عبارت بود از"اپیزودی از مواجه غرب-شرق، زرتشت و هراکلیتوس".

 

تماس باما

آدرس : تهران - جنت آباد جنوبی - خیابان پنجم – پلاک47

 شماره تلفن : 02144648626

 شماره تلفن : 02144648681

شماره همراه : 09129227837

تماس با وایبر هم مقدرو می باشد

پست الکترونیک : Daneshjoonline1@Gmail.com

/ 0 نظر / 5 بازدید